در اولین روز معلم زندگیم وقتی اولین هدیه رو گرفتم در پوست نمی گنجیدم. در سالهای بعد ، این دسته گل های کوچک بودن که یکی یکی هدیه می شدن بهمراه نمکدانی ، گلدانی ، خودکاری و یا نوشته ی کوچکی...

امسال اما این خبرها نبود ولی به گمانم صدای دخترکان و پسرکان را از دور می شنوم... از کیلومترها دورتر... تیچررررررررررر روزت مبارککککک

/ 0 نظر / 8 بازدید