یف

یکهفته دیگه مونده.یعنی دقیقا ! سوم تیر راهی هستیم و اونقدر گفتنی و نوشتنی زیاده که اون سرش ناپیدا.اما کو حوصله نوشتن؟! نمیخوام خرداد،بی نوشته بمونه.

این روزها سخت در حال دویدن هستین.هرچند داریم سعی میکنیم به دید یه مسافرت نگاه کنیم به قضیه،نه مهاجرت. چند ماهه می مونیم و یه سر میایم و بعد از مدتی اگه کارهای نصفه،تموم شدن برمی گردیم...

تو این مدت خیلی اتفاقها افتاده و.خیلی هم در حال وقوع هست ولی قصد گزارش نویسی ندارم.بعدا حالم بهتر بود میام می گم.فقط اینکه وقتی داری می ری،هم دیگران برات عزیز میشن و هم تو بطور غیر عادی برای دیگران عزیز میشی.جوری باهات رفتار میکنن که انگار قراره سفر آخرت بری و.برنگردی! خودمونم در مقابل کسانی که دارن می رن همینطور عکس العمل نشون میدیم!چراش مقاله که بماند!

/ 0 نظر / 6 بازدید