a new addiction

یه گوشیی داشتیم اصلا دوستش نداشتیم!

خریدیمش ، یعنی عباس سال 90  رفت خریدش اسمش سونی اکسپریا x10  بود و با اونکه پول خوشگلی هم بابتش داده بود ،از همون روز اول شروع کرد به اذیت کردن و اونهمه تعمیر فرستادن و سیستم عوض کردنش به هیچ جایی نرسید و آخرش طوری شده بود که روزی سه چهار بار باید باطریش رو زنده زنده در میاوردی تا از اون حالت مسخره ی قفل شدن بیاد بیرون! آرزوی یه بار رفتن به ف ب یا کلا یه نت رفتن معمولی به دلمون مونده بود.وسط مکالمه یهو قطع می شد و بعد از 15 ثانیه تازه دوباره وصل می شد به یه نفر دیگه!!!

بعد از سه چهار سال سر و کله زدن و چند بار فرستادن به نمایندگی به کله م زد تا عوضش کنم

خلاصه یه روز ماریتا اومده بود خونه مون تا برای مصاحبه دکتراش کمی با هم مکالمه کنیم و تو دستش گوشی جدیدی دیدم.عوض کرده بود و اونقدر تعریف کرد که نگو. حالا مارکش رو نمی گم چون نمی خوام تبلیغ کنم ولی با اونکه دست دوم خریده بود به اندازه خدا ازش راضی بود... افتاد تو کله م که منم همین کارو کنم . بعد از مدتی تحقیق و جستجو دیدم قیمت دست دومش با صفر چندان فرقی نداره و سپس با کمک عباس خان ، کمبود پولم رو جبران کردم و رفتم خریدمش.
از روزی که گرفتمش چه تو اتاق در حال نوشتن لسن پلان باشم و چه تو آشپزخونه در حال آشپزی، اون پیش منه و در حال نت گردی یا چک کردن باکسها یا ف ب یا قبل خواب تو رختخواب دارم باهاش کار می کنم. یعنی بشدت آنلاینم و آپدیت!
خیلی خوبه ،فقط باعث شده معتاد بشم.به چی؟ به بازی هاش از جمله کندی کراش لعنت الله علیه! نه میتونم پاکش کنم و نه نکنم. از وقتی گرفتمش یه ماه و خرده ای میشه که فیلم دیدنم قطع شده و این اصلا خوب نیست... خدایا ارادتی تا بتونم از شر این اعتیاد خلاص شم و به اعتیاد مفید و سازنده ی سابق روی بیارم!
آمین



/ 0 نظر / 18 بازدید