کلاسهای کشدار اون روزها

امروز تو هوای واقعا پاییزی رشت هوس کردم به هوای سرزدن به عابر بانک یه دوری هم بزنم و بدین ترتیب تا فلکه گاز پیاده رفتم و یعد یه دور شمسی قمری بطرف منظریه زدم و بعد از خریدن یه ماست و یه کارت شارژ، به خونه برگشتم. تو خیابان نامجو که بودم، به عکاسی نورا که رسیدم،سر کوچه فرخی، یهوپرتاب شدم به حال و هوای اون روزها. اون روزهایی که کلاس خصوصی می رفتم.تو همین کوچه .

روزهای دبیرستان. من و یه تعداد از بچه ها پیش اقای م و همسرشون خانم ز کلاس می رفتیم. تو خونه شون که همین فلکه گاز بود. الان هم اون خونه سر جاشه اما اونها دیگه اونجا نیستن.بچه هاشون هر دو رفتن پی سرنوشت و اونها هم گاهی رشت و گاهی تهران پیش بچه ها می رن. این خونواده واقعا برای من و خواهرم زحمت کشیدن. 5 سال از عمرم تو خونه شون رفت و آمد کردم و خیلی بمن لطف داشتن و فکر کنم حق بزرگی به گردن من دارن... با همه ی این اوصاف، من تمام وقت کلاسها رو به زور می رفتم. اونم فقط چون کلاس رفتن رو دوست نداشتم. برخلاف الانم!

تک تک جلسه ها رو به زور می رفتم. خصوصا عصرها که خیلی خواب داشتم و بعد از مدرسه و ناهار حسابی چرتم می گرفت و بدتر از اون هم صبحهای جمعه بود... وای خیلی بد بود. باید سر کله صبح می رفتیم و اون بنده خداها رو از رختخواب در میاوردیم... خیلی خجالت آور بود و من خیلی شرمنده بودم. از خدا هم می خواستم که اصلا نرم.... ولی واقعا نمی دونم چرا رک و راست بهشون نمی گفتم! در تمام مدت هم اصلا درس اون کلاسها رو نمی خوندم! خیلی جالبه که تو مدرسه شاگرد اول بودم و درس مدرسه رو عالی می خوندم اما درس اونها رو نه! هیچوقت هم به روی من نمی آوردن و عصبانی نمی شدن! خلاصه اون سالها گذشت و ما هم رفتیم دانشگاه! حتی ترم اول دانشگاه هم من مزاحم شون شدم واسه درس ریاضی که مستاصلم کرده بود!

ولی بعدش دیگه پامون قطع شد از اونجا ؛ ولی همواره از دور خبرشون رو داشتم. اونهمه زحمت و صداقت که به پای بچه های مردم ریخته بودن نتیجه داد و هر دو تا دختر گلشون پزشک متخصص شدن. یکی زنان و یکی کودکان... هر دو ازدواج کردن و در کنار همسرانشون زندگی ارامی دارن. خیلی دوست دارم ببینمشون و امیدوارم خدا یاری کنه ...

برای همه شو ارزوی زندگی شاد و زیبایی دارمقلب

 

/ 2 نظر / 15 بازدید
محسن

سلام خاطره زیبایی بود از وز گار جز قصه ای نماند...دیگر اسیر خاطرات گذشته ایم. شاد باشی .

وفا

خدا به اين خانواده سلامتي وعزت بدهد هميشه منشاء خير هستن. شما هم دانش آموز با معرفتي هستي كه فراموششون نميكني .