در حاشیه رودخانه برفی 1

الان که در حال نوشتن اینها هستم عباس و الهه خوابیده ن. داخل هتل
فرودگاه هستیم و بخاطر 12 ساعتی که بین دو پروازمون فاصله هست، بهمون اتاقی دادن
تا در اون استراحت کنیم و بتونیم نهایتا زنده به اوزستان برسیم.بامداد امروز سوم
تیر ماه ساعت پنج و نیم به وقت ایران ، حرکت کردیم و توقف اول ما در ابوظبی
بوده.پرسان پرسان به این نقطه رسیدیم و همگی بلافاصله بیهوش شدیم و جانانه خوابی
کردیم . الان ساعت شش و نیم به وقت محلی هست و ما هم 9 و 45 دقیقه باید سوار
هواپیمای بعدی بشیم.پرواز هم با هواپیمایی الاتحاد هست.

از حال و هوای روزهای آخر اگه بخوام بگم فقط بدو بدو بود و استرس و یه
عالم احساس متضاد. چیزی که منو به تعجب واداشت این بود که توش اصلا دلتنگی ، یا
بعبارتی پیش دلتنگی نبود! حس می کردم دارم به یه مسافرت می رم و خیلی زود برمی
گردم و همه عزیزانم رو می بینم.اینطوری خوب شد چون فشار روانی رو همه کمتر
بود.فعلا به قصد سه ماه اقامت، اومدیم و بعد از اون بر می گردیم و کارهای نصفه رو
جمع می کنیم و دوباره راهی می شیم.حتی از خونواده ها خواستیم برای بدرقه ما تا
فرودگاه نیان، مهمونی هم ندادیم و به یه خداحافظی ساده اکتفا کردیم و دوستان دورتر
رو هم با تلفن.

تو ایام قبل از راه افتادن، مادر عباس دچار بیماری پیش بینی نشده ای
شد که برای چند روز همه رو شوکه کرد.چاره ای نبود و برای اینکه فکر انصراف از رفتن
که به سرمون بزنه، اصلا فرصتی نداشتیم. به همه مون علی الخصوص عباس فشار بسیاری
وارد شد اما بهرحال راهی شدیم .

قبل از من، خواهر، برادر ، دخترخاله و پسر خاله م مهاجرت کردن و رفتن
هر کدوم اثرات متفاوتی بر روح من و باقی مونده ها گذاشت . اما اینو بگم که با رفتن
هر کدوم ، عکس العملهای عزیزان شکل منطقی تری به خودش گرفت. حداقل در ظاهر که
اینطور بوده و این کمی منو آروم می کنه.اینکه احساس گناه کمتری دارم از اینکه
خونواده درجه یکم رو در ایران گذاشتم و اونها رو حتی برای کوتاه مدت از دیدن خودم
و همسر و فرزندم محروم کردم( آخه اقدام کننده اصلی برای ویزا من بوده م ) و اونها
هم وقتی دیدن که رفته های خونواده، هر سال میان و برای ابد نرفتن، براشون ملموس تر
می شه رفتن ماها به یه راه حتی بسیار دور....

خلاصه اینکه ، این بزرگترین چلنج زندگی من از 24 ساعت بعد که پام به
یه قاره دیگه می رسه شروع می شه و امیدوارم بتونیم از پسش بر بیایم. تا حالاش که همه
چیز خوب پیش رفته و خیلی دوست دارم بتونیم برنامه هامون رو پیش ببریم و اونجا به
ثبات برسیم...

ادامه دارد

/ 4 نظر / 18 بازدید

خوش بگذره همیشه سلامت باشید

خوش بگذره همیشه سلامت باشید

خوش بگذره همیشه سلامت باشید

محبوب

خوش بگذره همیشه سلامت باشید