دوباره ها

امروز اولین روز کاری من در سال جدید بود. راستش آدم بخواد چند روز دیرتر از همکاراش بره سرکار یه خورده استرس زاست. لا اقل در مورد من اینطور بود. کلاسهای من امروز شروع می شد و این در حالی بود که همکارا از هفدهم رفته بودن. اونم به ساختمون جدید موسسه که خیلی دوست داشتم ببینمش. امروز رفتم و خیلی خیلی خوب بود. همه چیز خوب بود و با قبلی واقعا قابل مقایسه نبود و این تازه در شآن یه موسسه آموزشی دولتی بود. ساختمون قبلی ، یه مدرسه کهنه درب و داغون بود که حقیقتا فاجعه بود. نمی دونم ماها چطور یکسال توش کار کردیم و درس دادیم ولی هر چی بود تموم شد. دقیقا مقابل دریا بود و هر چی طوفان و باد و بارون و سیل و آفتاب و آفتاب زدگی و رطوبت بود میومد تو حلق ما... این ساختمون تو خیابونی پر رفت و آمد هست و تازه پیاده رویش نصف اون قبلیه و امنیت شبهاش خیلی بیشتره. خدا رو شکر که تهران موافقت کرد و تونستیم یه قرار داد 5 ساله ببندیم و خیال همه مون راحت شد . اینجا حس کردم هم معلمها و هم شاگردها به آرامش رسیدن.تو این ترم هم دو تا معلم جدید بهمون اضافه شدن . واقعا خدا رو شکر

این ترم سه تا کلاس بترتیب 14 نفره، نوزده نفره و دوباره 14 نفره دارم. همه شون چند ترم قبل شاگردهای خودم بودن یعنی تو بهار و تابستون قبل. خیلی اذیت می کردن ولی الان حسابی بزرگ شدن و خیلی بهترن...قبل از رفتنم تو کلاس خیلی استرس داشتم ولی خدا رو شکر خیلی خوب بود و راضی بودم...

با احساس خیلی خوبی از در موسسه اومدیم بیرون و همکارا با من تا یه مسیر اومدن و بعدش من و فرشته به رشت برگشتیم..

انشالا ترم خوبی باشه

/ 2 نظر / 13 بازدید
عباس

سلام وعرض تبریک شروع ترم جدید .[گل][گل][عینک]

وفا

بقول ارشميدس : يافتم ، يافنم ... خيلي خوشحالم كه پس از آنهمه تلاش وگرفتن مدرك كارشناسي ي منابع طبيعي!! وتلاش طاقت فرسا در رشته ي زبان بالاخره موفق شدي آنچه را كه مقدر بود بدست بياوري و با عشق وتعهد به كارسخت ولي مقدس ات ادامه بدي ، موفق باشي عزيزم .