نشانه ها

امروز داشتم به عباس می گفتم که تا بحال شده کسی یا کسانی وارد زندگی تو بشن، پیغامی به تو برسونن و بعد برای همیشه از زندگیت برن؟ گفت بله ... و من هم از دو انسان  تاثیر گذارزندگیم نام بردم : سمیه و نوشین

این دو شخص بعد از سالها بی خبری و جدایی ، تو یه مقطع زندگی من ، دوباره وارد شدن و در یک لحظه ی خاص، پیامشون رو رسوندن و به طرز کاملا غیر عادیی از زندگی من رفتن! بدون اینکه هیچ مساله و مشکلی بینمون بوجود اومده باشه...

مدتها بعد، فرصت پیدا کردم تا از یکیشون تشکر کنم بخاطر لطف ندانسته ای که بمن کرد و زندگیم رو از این رو به اون رو کرد... سمیه حرفمو نفهمید... یعنی خودشم نفهمید برام چه کاری کرده. اون منو با تاثیر گذارترین انسان زندگیم آشنا کرد و مسیر زندگی منو طی یکسال اخیر از این رو به اون رو کرد. اون در پاسخ تشکر من ،از اون طعنه ای ساخت و بمن برگردوند... این باعث شد دیگه به اینکه اون فقط برای انجام اون کار ، بسوی من فرستاده شده بود ،کاملا ایمان بیارم و دیگه منتش رو نکشم که به سوی من برگرده و دیگه هر وقت دلش خواست نذاره بره... !دوستی ما، گویا در همون نقطه به پایان رسیده بود، بی هیچ دلیلی و منو ماهها سرشار از این پرسش بجا گذاشته بود که چرا؟

از دومین نفر نشد تشکر کنم. یعنی پیداش کردم. اونم تو ف ب،اما تا دو سال به درخواست دوستی من پاسخی نداد و منم بعدش درخواست رو کنسل کردم... شاید اگه بخاطر اون جمله تاثیرگذارش ازش تشکر می کردم، اونم مثل سمیه ، نمی فهمید و شاید حرف منو به مسخره می گرفت و ... .

ولی به لطف این دو دوست سابق ، بیش از هر چیز به نشانه ها در زندگی معتقد شدم... مثل وقتی که دقایقی بعد از فوت مامانبزرگ، ساعتش رو بی اختیار از رو تاقچه برای خودم ورداشتم و بعد از چند روز متوجه شدم که ساعت قبلی خودم غیب شده! این نشانه ی چی می تونه باشه؟

/ 2 نظر / 4 بازدید
وفا

سلام ، حضور هيچكس در زندگي ي ما اتفاقي نيست ، خداوند در هر حضوري رازي نهاده است ، خوشا آن روزي كه دريابيم راز اين حضورها را .

سارا

چه جالب....طرز فکر منم نسبت به زندگیم همین شکلیه[گل]