قطار می رود...

تو می روی...

تمام ایستگاه می رود...

و من چقدر ساده ام...

که سالهای سال...

در انتظار تو...

کنار این قطار ایستاده ام...

و همچنان به نرده های ایستگاه رفته، تکیه داده ام!

... اما

اعجاز ما همین است:

ما عشق را به مدرسه برده ایم

در امتداد راهرویی کوتاه

در آن کتابخانه ی کوچک

تا باز این کتابخانه  را امانت گرفته ایم

- یعنی همین کتاب اشارات را -

با هم یکی دو لحظه بخوانیم.

 

"نام کوچک عشق"

استاد قیصر امین پور

 

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
دخترباران

...وقاف حرف آخرعشق است آنجا که نام کوچک من آغاز می شود... [گل]

آزاده

[لبخند][گل]

ابراهیم

همیشه میگویم: مرحوم قیصر، قیصر ادبیات جدید ایران بود. اعیاد شعبانیه مبارک

فرشيد

هنوز از راه نرسیده ، به فکر رفتنی از من ببین این جا هوا خوبه ، چه حسی داره گل گفتن کجا می ری به این زودی ، سر صحبت غزل سازه شروع شعرتو عشقه ، صدام گلچین آوازه کجا می ری به این زودی ، بشین هم پای فواره کنار حوض فیروزه ، که شاه ماهیشو دوست داره زيبا بود...

حسین

چقدر جالب و زیبا بود در پناه حق[گل]