هنر پارسیان

پنج نفریم. تو ماشین اقای محمودی نشستیم و داره یکی یکی ما رو به مقصدمون می رسونه. 5 نفریم از 5 شهر گیلان: شفت، انزلی، آستانه،رودسر و رشت... یه ماشین تو سه راه ناصر خسرو یهو می پیچه جلومون... آقای محمودی مکث می کنه تا بهش راه بده... یکی از ما به حرف میاد: آخ از این انزلی چی ها با این رانندگیشون! و بعد می فهمه که یه انزلیچی هم تو ماشین هست و حرفشو می خوره. انزلی چی به حرف میاد: چرا هر چی می شه میگین انزلی چی ها فلانن و بهمانن؟ مگه تو شهرهای دیگه راننده ی بد نیست؟ همکارمون در صدد دفاع از خودش بر میاد: منظورم همه ی انزلی چی ها نیستن ولی وقتی قومی به صفتی مشهورن ، واقعا یه چیزی هست درشون... مثلا اگه بیان به همشهری های من بد بگن من تایید می کنم چون به فلان صفت مشهورن! ولی این دلیل نیست که منم اونطوری باشم! من در بین اصفهانی ها بودم و فلان صفت رو در اونها دیدم و می دونم هستن ولی به این معنی نیست که همه شون اینطورن....

بعد سکوتی عمیق فضای ماشین رو فرا گرفت. هیچکس دیگه حرفی نزد... یکی یکی  پیاده شدیم و دو نفر باقی موندیم که باید تا رشت با آقای محمودی می اومدیم... در تمام این مسیر 30 کیلومتری من داشتم فکر می کردم نژاد پرستی ما ایرانی ها دقیقا باید تا کی ادامه پیدا کنه؟ حالا خوبه بینمون سیاه پوست نبود وگرنه بدبختو به گریه می آوردیم! از خودم می پرسیدم چرا تو عصر فضا ما هنوز به قومیت هم توهین می کنیم و حال اونکه می دونیم خوب و بد همه جا هست و اگه فلان قوم به فلان صفت مشهورن، خود ما هم به بهمان صفت مشهوریم ولی غافلیم... همه مون با قومیت های مختلف داریم تو یه شهر دیگه کار می کنیم و نون مون از اونجا در میاد ، اون وقت به مردمی که میزبان ما شدن توهین می کنیم... عیبهای خودمون رو فراموش می کنیم و خودمون رو نازل شده از بهشت می دونیم ولی وقتی وارد شهر خودمون می شیم هم با هم قومی های خودمون سلوک نداریم! زیر پای هم رو به بهترین نحو خالی می کنیم! برای هم پاپوش می دوزیم و وقتی یکی از ما به مقامی می رسه کاری می کنیم تا از غلط کردن پشیمون بشه! چرا ما اینطوری هستیم؟ غیر از اینه که خواسته ن ما رو با این تعصبات قبیله ای مشغول کنن تا بهتر بتونن بتازن؟ می بینیم که موفق هم شدن! به استانهای دیگه کار ندارم ولی مردم استان من این خصلت رو بسیار شدید دارن! هیچ دو شهری رو نمی بینین که پشت سر هم بد نگن. به جرات میگم هیچ دو شهری. شرقی ها رو فرصت طلب می دونن،مرکزی ها رو بی غیرت، جنوبی ها رو پدرسوخته و غربی ها رو خر و بی بند و بار... جبران خلیل جبران چه خوب ما رو شناخته بود . وقتی داشت هنر اقوام مختلف جهان رو نام می برد گفت:... هنر مصریان علوم غریبه است... و هنر پارسیان عیبجویی کردن است!

بیایین یه کم خجالت بکشیم!

 

/ 4 نظر / 13 بازدید
زرى

خيلى عالى بود كاش بيدارشيم از اين انگشت اشاره روب ديگران دست بر داريم تو يك روستا كوچك محل بالا پايين درست كردن از هم ايراد ميگيرند

وفا

به موضوع جالبي اشاره كردي من خيلي وقته كه سعي ميكنم عيب هاي خودم رو بزرگتر ببينم در نتيجه نه (يه كم ) بلكه خيلي خجالت ميكشم از ديگران عيبجويي كنم . سپسگزارم

راهی

خیلی قوی و زیبا نوشتی.

انا

عالی بود