اردیبهشت سلام

خوب ماه من هم رسید.امروز اولین پست اردیبهشتی رو در سال جدید می نویسم. امروز اوله و من پنجم همین ماه سی و هفت ساله می شم. گاهی فکر کردن به این حقیقت که همه چیز چقدر زود گذشت وحشتناکه ولی من تا الانش همیشه سعی کرده م سنم رو بپذیرم و هرگز نه وانمود کردم کم سن ترم و نه از فاش شدن اون ابایی داشتم ...

سعی کرده م از هر سنی که توش هستم استفاده کنم و هرگز وارد شدن به دهه های جدید ، منو از تلاش باز نداشت. هنوز کلاس می رم و به سرگرمی های مورد علاقه م می پردازم. برای من هیچوقت دیر نبوده و مثل قبل در حال دویدن هستم...

اردیبهشتهای زندگی من همیشه سرشار از تولد بوده... از روز دوم شروع می شده و تا روز بیست و نهم ادامه داشته و معمولا شمار بیشتری از عزیز ترینهام با من همزادن!

امروز اول اردیبهشت زیباست و زیبایی اون خیلی خیلی محسوس هست، خصوصا با باز شدن شکوفه های بهار نارنج و پرتقال حیاط مون که بویی بهشتی رو در فضای خونه پخش می کنه... باد ملایمی تمام وقت در حال وزیدن هست و وقتی در سطح شهر شلوغ ما قدم می زنی، شادابی ناخود آگاهی به سراغت میاد...

سال قبل تلخ ترین تولدم رو داشتم... به تلخی زهر بود... درست در بامداد تولدم ، داداشم از ایران رفت و فرو ریختن روحم تا ماهها ادامه داشت... نه هیچکس یادش بود بمن تبریکی بگه و نه هیچکس منو در غم رفتن پرخاطره ترین موجود زندگیم ، در آغوش گرفت...

اما همون پارسال دوستم برام تو خونه ش تولد گرفت! یه کیک بود و من و اون... اما امسال دیگه اون دوست نیست.ایرادی نداره، خودم که هستم!

سی و هفت ساله می شم و سعی دارم باز همون عادله بمونم. همونطور پر برنامه و پویا... قصد دارم سال خوبی برای خودم بسازم.... مثل نوجوانی م که هر سال کلی تی شرت و پول هدیه می گرفتم امیدوارم امسال هم یه عالمه کادو بگیرم! خجالت چرا؟ بزرگ شده م؟ خب شده باشم! این روز مال منه و قصد دارم یه خاطره خوب ازش بسازم...

عادله جان

تولدت مبارک!

/ 1 نظر / 13 بازدید
وفا

تولد عيد شما مبارك . مياييم ديدنت .[گل]