در حاشیه رودخانه برفی 14

از روزی که ماشین گرفتیم همه چی تغییر کرده از جمله روحیه مون. می تونیم خیلی راحت و بدون دردسر همه جا بریم و زیاد تو خونه نمی مونیم. این مدت که ماشین نداشتیم هم لطفهای خودشو داشت و ما تونستیم بلطف ترام و ترن و باس، خیلی جاها و مسیرها رو یاد بگیریم و البته تو اون مدت هوا ، بی رحمانه سرد بود و الان که ماشین داریم، هوا رو به بهاری بودن می زنه.

تو این مدت تونستیم به جاهایی مثل ساحل سنت کیلدا بریم و بالاخره دریای جنوب رو ببینیمو رو به قطب بایستیم و بادش بخوره تو صورتمون! به بتانیک گاردن ملبورن رفتیم که مثل بهشت بود و هر گونه تردیدی رو در بازگشت به ملبورن از بین می برد و آخر هفته قبل با دوستای ایرونی مون به سرپرستی پروین خانم عزیز، رفتیم رینگ وود لیک که یه پارک بسیار دیدنی بود و ناهار و باربکیو و ....خیلی حال داد. تونستیم به مموریال پارک ملبورن بریم و لونا پارک که البته بسته بود. تونستیم به باغ وحش ملبورن بریم که الحق زیباترین و غنی ترین باغ وحشی بود که به عمرم دیده بودم . تونستیم به وارن گلن بریم و کاپوچینو و آلموند کروسان بی نظیرش رو بخوریم و حتی تونستیم مینا و علی دوستان جدیدترمون رو هم یکبار به اونجا ببریم و در ادامه ش به ریورز بنک آنتیک بریم و از مغازه ای پر از اشیای عتیقه و زیبا دیدن کنیم....

فردا باید ماشین رو تحویل بدیم و پس فردا هم همگی خونه رخساره دعوتیم. سارا و علی مهمونی شون رو اونجا می گیرن. اینجا یه کامیونیتی ایرانی بسیار بی حاشیه پیدا کردیم که تقریبا آخر هر هفته یا تو خونه یکیشون مهمونی برپاست و یا بیرون باربکیو دارن. و یکشنبه ساعت 3 هم که پرواز داریم بطرف ایران عزیزم و یه عزم جزم دیگه برای دادن دوباره امتحان ایلتس و یه سعی دیگه ....

/ 0 نظر / 44 بازدید