dejavu

حس غریبیه.فکرشو نمیکردم،حس نبودن تو غربت!شاید قسمتیش بخاطر بودن پیش همخونم باشه،قسمت دیگه ش اما،مطمینم بخاطر تغییر دیدگاهمه! من انتهای زندگی رو،به نوعی قبلا دیده م! همه چیز قبلا برام اتفاق افتاده،روحم یه دور با ملاقه ای به حجم کل سی و هشت سال عمرم ،هم خورده!
همه چیز تکراریه... و من فقط ناظرم.کل زندگی برای من مدتیه یه dejavuی بزرگ شده.... و دیگه هیچ

/ 1 نظر / 3 بازدید
شبنم

عزيز دلم..چقدر خوشحالم كه اينجا مي نويسي...اينجا يادگاري روزهاي با هم بودن ماست...