عید به در

خب عید هم تموم شد و دوران استراحت ها به پایان رسید . البته برای من هنوز نه، چون باید بیستم برم سر کار. تو سال جدید و ساختمان جدیدی که حتما از اون قبلی بهتر خواهد بود انشالا... سیزدهمون هم با دورهمی در منزل عمه زهرا و خوردن کباب و سپس کاهو سکنجبین و سپس رفتن به نازکسرا و نشستن در یک الاچیق بزرگ و خوردن شام و سپس کارت بازی آقایون تا پاسی از شب و سر رفتن حوصله خانمها گذشت. باز هم سبزه رو یادمون رفت ببریم مثل هر سال ، اما سبزه عمه زهرا رو تا دلت بخواد گره زدیم و تا دلت بخواد آرزوهای اجق وجق کردیم و سپس الهه و باباش اون رو به سپیدرود زیبا سپردن...

دوچرخه سواری هم بصورت تک و تنها در سطح شهر ادامه داره و امروز زیر بارون ریز و هوای سرد باز هم رفتم و خیلی خوب بود.خواهر کوچکمون هم امروز رفت تهران تا روز 16 بتونه با پرواز به بریزبین بره و داداش هم فردا صبح راهی تهران هست که همون روز 16 بهمراهی خواهر ، تا دوبی بره و سپس عازم ملبورن بشه و باز تا یکسال دیگه باید همگی منتظر دیدار باشیم. تا تقدیر چه رقم بزنه...

/ 0 نظر / 13 بازدید