آآآآآآآآآآآی عشق


...به اوگفتم:"هرآن چه گفته ای میکنم  وروحم را آشیانه روحت خواهم ساخت

وقلبم راپایگاهی برای زیبائیت و سینه ام را  گور غم و اندوهت.

تورادوست خواهم داشت ! بدان گونه که چمنزارها بهار را دوست می دارند

وازتوزندگی خواهم گرفت چنانکه گل از پرتو خورشیدمی شکوفد.

نامت را زمزمه خواهم کرد و به آواز روحت گوش خواهم سپرد

به یادت خواهم سپرد همچون غریبه ای که میهن عزیزش را به یادمی سپارد.

*

فردا ،دست تقدیر تو را در کانون خانواده ای آرام خواهد نهاد ولی مرا به دنیایی از جنگ و

جدال خواهد فرستاد.اما من عشق را همچون شرابی خواهم نوشید و همچون جامه ای

برتن خواهم کرد.

درایام جوانی ، عشق آموزگارم ، ودرمیانسالی،یار و یاورم و پیرانه سر مایه شادی ام

خواهدبود.

عشق تا انتهای زندگیم با من خواهد بود و پس از مرگ ، دست  پروردگار

ما را دوباره به هم خواهد رساند."



"بالهای شکسته"

جبران خلیل جبران

با تشکر از ایمیل  دختر باران

...

/ 7 نظر / 3 بازدید
آزاده

عالی بود . [چشمک]

خدیجه زائر

[ماچ][پلک]

راهی

من عاشق نوشته های جبرانم . هر کتابش و بارها خوندم. عشقی دردل داشت .اونو می پرستید . ولی هیچگاه به وصال منتهی نشد.

منوچهر

عشق تا انتهای زندگیم با من خواهد بود و پس از مرگ ، دست پروردگار ما را دوباره به هم خواهد رساند."[دست][دست][دست]