سارا در دوران طفولیت، مادرش را از دست میدهد و پدرش به سبب مشغلههای کاری نمیتواند آن طور که کودکی در آن سنین نیاز به محبت دارد، از او رسیدگی کند. پس سارا زندگی مرفهاش را ترک میگوید و نزد خاله اش خانم هتی کینگ، که در جزیره ای کوچک به نام پرنس ادوارد واقع در بخش آون کی (به مرکزیت تورنتو) در کانادا، میرود.
لطیفترین احساسات او نطفهشان در آن محیط بسته میشود. در خانوادهی کینگ خاله ها، داییها، زن داییها و حتی فرزندانشان که مانند خواهران و برادران سارا هستند، روابط عاطفی قطع شدهی او را ترمیم میکنند. ساکنان آن جزیره نیز بخشی از وجود سارا را شکل میدهند. وقتی سارا کاملا با زندگی در آنجا اخت میشود، پدرش که کمی کارهای خود را سر و سامان داده است، تصمیم میگیرد سارا را نزد خود ببرد، ولی متوجه نیست که سارا را دچار چه تعارضی میسازد. او ناگزیر است بین پدر و خانواده و دوستاناش در جزیره یکی را انتخاب کند. نخستین مخالف عمه هتی است که در پرورش و خشک و تر کردن سارا بیشترین نقش را داشته است. او نگران است که پدر سارا، همان طور که به خاطر خواستههای خود، سارا را به آنها سپرده، باز برای خواهش دل خود، میخواهد سارا را پیش خود ببرد و عملا از آنان جدا کند و چه بسا که پشیمان نیز شود، اما گذشت زمان بسیاری از چیزها را اثبات خواهد کرد...
حکایت ساخته شدن دو سریال آن شرلی و قصه های جزیره (با نام اصلی: راهی به آونلی Road To Avonlea)، دست کمی از تقدیر چاپ داستانهای لوسی مونتگمری Lucy Maud Montgomery (نویسنده و خالق شخصیتهای این سریال) ندارد. کوین سالیوان، کارگردان و تهیه کننده مشهور کانادایی (مؤسس شرکت Sullivan Entertainments ) ابتدا در سال 1985 مینی سریال آن شرلی را بر اساس داستانهای مونتگمری و شخصیتهای مخلوق او میسازد. بعد آن قدر شیفته کاراکترهای این سریال میشود که در سال 1989 تصمیم میگیرد از این داستانهای دلربا، پروژه تلویزیونی بزرگتری تولید کند. ساخت این سریال، تا سال 1996 ادامه داشت و 91 قسمت آن در 7 فصل (هر فصل 13 قسمت) ارائه شد. در سال ۱۹۹۸ یک فیلم اختصاصی با نام کریسمس مبارک خانم کینگ (Happy Christmas Miss King) نیز بر اساس این سریال ساخته شد.
بازیگران نوجوان زیادی در طول این سریال بزرگ شدند و این پروژه معروفشان کرد. سارا پولی در نقش سارا آن قدر درخشید که بعدها در فیلم هایی چون The Sweet Hereafter و No Such Thing بازی کرد. ستاره هایی مثل مایکل یورک، فی داناوی، کریستوفر ریوز، پیتر کایوت و... به عنوان بازیگر مهمان در اپیزودهایی از سریال حضور دارند. این سریال موفق در 140 کشور مختلف پخش شده و بیش از پنجاه جایزه بین المللی گرفته است. نامزد هشت جایزه امی و برنده دو امی (Emmy Awards معادل اسکار برای کارهای تلویزیونی) و چهار گمینی (Gemini Awards جایزه کانادایی) شده است.
سریال قصه های جزیره براساس فضا و داستانهای چهار کتاب مونتگمری به نامهای The Story Girl(1911), Chronicles of Avonlea(1912), The Golden Road(1913), Further Chronicles of Avonlea(1920) ساخته و پرداخته شده . داستانها در هر اپیزود، کاملا بازنویسی شده اند، اما بعضی از کاراکترها و حوادث بر اساس کتابها است. این را هم شاید بدانید که کاراکتر دختر نوجوان داستانهای مونتگمری که در طول ماجرا بالغ میشود (مثل آن شرلی و سارا)، خود او است. در واقع داستانهای مونتگمری پر از نشانه های زندگی شخصی خودش است. آنی و سارا مثل خود مونتگمری هر دو از بچگی به اقوام و آشنایان نزدیک سپرده میشوند و روحیه ای استقلال طلب دارند.
دهکده رؤیایی آونلی با مردم دوست داشتنی اش در واقع همان کاوندیش ذهنی مونتگمری (محل زندگی کودکی او در کنار پدربزرگ و مادربزرگش) است. نشانه های پراکنده زیادی از زندگی شخصی مونتگمری و حوادثی که تجربه کرده را میتوان در داستان های مختلف اش جستجو کرد. به عنوان مثال، کاراکتر کاریکاتور گونه هتی کینگ همان شخصیت معلم سختگیر و بی رحم داستانهای دیگر او است که مونتگمری در زندگی شخصی هم از آن ها بیزار بوده و بی رحم ترین نمونه آن، خانم برانل در داستان Emily of New moon است. یا مثلا علاقه ناخودآگاه مونتگمری به دوران تحصیلش درکالج هالیفکس، به شکلهای مختلف در داستانهای او دیده میشود. این تعلق خاطر به دوران تحصیل، در قصه های جزیره با علاقه ناگهانی فلیسیتی به تحصیل در کالج پزشکی هالیفکس، مشخص میشود و در اپیزود آخر، سارا برای تحصیل در کالج، راهی پاریس میشود.
خانه لوسی مود مونتگمری در کاوندیش که منبع الهام او برای خلق شخصیتهای داستانهایش بود، حالا به یک مکان توریستی تبدیل شده است.
شخصیتهای ملموس قصه های جزیره برای هر نوع جامعه و با هر آداب و رسومی آشنا هستند و این ویژگی است که آن را از سایر سریالهای مشابه جدا میکند. بسیاری از ماجراها و دردسرهای این دهکده کوچک، به خاطر حرفهای خاله زنکی و زیرآب زنی های حرفه ای اهالی بومی اش است. کاراکتر خوش قلب پگ بوون (سوزان کاکس) به دلیل همین حرفهای بی اساس به جادوگر آونلی شهرت یافته، غافل از این که او داروساز است و بین تمام جماعت جزیره، فقط آلک کینگ این را میفهمد.
داستانهای هر قسمت، مجموعه ای است از اتفاقهای بیش از حد معمولی و روزمره مردم آونلی، که ممکن است در هرجای دیگری اتفاق بیفتد، اما کاراکترهای قرص و محکم داستان مونتگمری (به خاطر آشنایی اش با عادت ها و روحیات این قشر) و پرداختن به کوچکترین جزئیات رفتاری مردم جزیره، همراه با ساخت و پرداخت دقیق سریال، باعث شده تا مسائل ظاهرا ساده ای مثل مشکل هجی کردن فلیکس در کلاس ادبیات هتی کینگ یا دندان درد راشل لیندی (پاتریشا همیلتون) هم خانه بد اخلاق ماریلا، برایمان ابدی و تراژیک شوند و دنبال کردن قصه های همچنان جذاب باشد.
شخصیتهای سریال قصه های جزیره
- سارا استنلی (سارا پولی / Sarah Polley): بعد از مرگ مادر و رسوایی مالی پدر متشخصاش، از مونترال به آونلی در جزیره پریس ادوارد آمد تا با خویشاوندان مادریاش زندگی کند. نارضایتی او از تغییر محیط زندگیاش در قسمتهای اول کاملا معلوم است. آن قدر سارا و خاله هتی با هم مشاجره دارند تا درست آخر به هم عادت میکنند. او زیباترین و دوستداشتنیترین شخصیت این سریال است و روی مردم آونلی نقش موثری دارد.
- هتی کینگ (جکی باروز / Jackie Burroughs): دختر ترشیده و سندارترین عضو و یک جورهایی رئیس خانواده کینگ است. تنها معلم مدرسه آونلی تا قبل از آمدن خانم استیسی. هتی سختگیر است و در مواقع خاصی به طرز با مزهای لجوج میشود، اما احترام و ادب را حفظ میکند. با نگاه سطحی فاقد قلب به نظر میرسد اما در باطن مهربان است.
- الک کلینک (سدریک اسمیت / Cedric Smith): در سایت رسمی سریال، کاراکترش این طور توصیف شده: الک، بزرگترین برادر هتی و صاحب مزرعه کینگ است مردی خانواده دوست که چهار فرزند دارد. به حرفهای زیادی مردم آونلی، بی توجه است. بر خلاف هتی اصلا سختگیر نیست و به ندای قلبش گوش میدهد!
- الیویا کینگ (مگ رافمن / Mag Ruffman): خاله الیویای مهربان، کمی سبک سر و حواس پرت است. الیویا، با تمام سرخوشیها و وظیفهنشناسیهایش درست قطب مخالف هتی است و به خاطر این اختلاف، بارها با هتی مشاجره داشته است. با انتخاب شغل روزنامهنگاری و تشکیل خانواده با جسپر دیل، خلاف نظرهای هتی را اثبات میکند.
- جانت کینگ (لَلی کَدو / Lally Cadeau): همسر الک کینگ، زن خانهداری است. شخصیت بسیار آرامی دارد، اما گاهی صدایش را روی هتی کینگ بلند میکند. بچه هایش دار و ندار او هستند. ناگفته نماند که او یکی از چند زن فعال در جنبش آزادیخواهان زنان جزیره است. او در یک قسمت برای گرفتن حق رای زنان، میجنگد.
- فلیسیتی کینگ (جما زامپروگنا / Gema Zamprogna) بزرگترین فرزند الک اوایل اصلا با سارا سازگار نبود و نمیخواست ذرهای در برابر دختر عمه دنیادیدهاش کم بیاورد. بعدا فهمید که اصولا هیچ کس در دنیا کامل نیست و شد بهترین دوست سارا. او بسیار مغرور، اما پر شکوه است و روحیه اغواگری فراوانی دارد. اوایل گاس را به خاطر بیخانمانیاش تحقیر میکند، اما کم کم عاشقش میشود. به خاطر مریضی سیسیلی مصمم میشود در کالج، پزشکی بخواند.
- فلیکش کینگ (زاخاری بنت / Zachary Bennett): پسر خوشمزه خانواده کینگ. در بیشتر ماجراها به خاطر بیفکریهایش توی دردسر میافتد. شکمو است و این ویژگی معمولا او را به رستوران «هتل شنهای سفید» هدایت میکند. نخود هر آش است. از همان اول میل به استقلال مالی دارد. اواخر ماجرا دل باخته ایزی پتی بون میشود.
- سیسیلی کینگ (هارمونی کرمپ، مولی اتکینسون / Molly Atkinson, Harmony Cramp): بلوند، شیرین و جذاب است. همیشه لبخند میزند و بر خلاف فلیکس اصلا دردسر درست نمیکند. همین ویژگیهای او است که وقتی میفهمیم سل گرفته، قلبمان از جا کنده میشود. بازیگر دوران بزرگی سیسیلی با بچگیهایش متفاوت است.
گاس پایک (مایکل ماهونن / Michael Mahonen): مرد دریا است و عشق دریا بودن کار دستش میدهد. از لحظه آشنایی با کینگها، اسیر فلیسیتی میشود. هتی کینگ خیلی اتفاقی به نبوغش پی میبرد و از آن موقع حامی گاس میشود. زندگی گاس پر ماجرا است و دست آخر با فلیسیتی ازدواج میکند.
- جسپر دیل (آر اچ تامسون / R.H Thomson): خجالتیترین مرد آونلی است. لکنت زبان دارد و زیاد با مردم نمیجوشد و به همین خاطر مسخرهاش میکنند. سارا از ابتدای ماجرا، هوش و نبوغ جسپر را میستاید. الیویا باعث میشود که مردم کم کم تواناییها و مهارتهای او را بشناسند. حمایت همیشگی الیویا از جسپر، رابطهای عاطفی ایجاد میکند و جسپر هم عضوی از خانواده کینگ میشود.
پی نوشت:
بهانه ی نوشتن این پست یافتن لینکی بود که منجر به خرید مجموعه ی کامل قصه های جزیره شد و بسیار مرا خوشحال کرد