چه حسی داره که آخر اسفند ماه یه کلاسو تموم کنی و بگی آخخخخیییییییش ! تموم شد. امتحانو بگیری و لیستو تحویل بدی و بگی خب ، چند روز دیگه حق الزحمه(حق الروده)  به علاوه شاید مقادیری عیدی رو می دن دستت و می تونی بری مثل یعضی از اون خانومهایی که تا موهاشون رو رنگ و مش نکنن سالشون تحویل نمی شه یه خرجی واسه خودت بکنی؟(نا محرمهاش نخونن که گناه کبیره داره این قسمتعصبانی)

خلاصه اینکه هی واستی و واستی و واستی و عید بیاد و بره و بگی :جالا عیدی  نمی خوام ! خب شاید می خوان پولمو با این یکی کلاسم که نصفه مونده ، با هم یه کاسه بدن.

واستم اینم تموم شه بعدا بهشون بگم!

*

اوایل خرداد هم اون کلاس نصفهه تموم شه و بازم امتحان بگیری و لیستو تحویل بدی و ....باز هم هی الکی منتظر بمونی ....

حالا آقای رئیس کجاستکه بری باهاش صحبت کنی؟ نیست! خب چه معنی داره رئیس سرجاش باشه ؟ها؟؟؟؟؟؟؟؟

اااااااااااااااااااه ،

ادامه ش پرید.بعدا می نویسم دوباره .

می تونید فعلا بخونین و حدس بزنین و فکر کنین که بعدش چه شد یا خواهد شد!شیطان