34 ساله

34 سال پیش، فقط 34 سال پیش به دنیا اومدم ؛ زیاده؟

دیگه کم کم دارم عادت می کنم. قبلا ها هر سال، یعنی اول هر دهه  غصه می خوردم که داره سنم تند ترمی ره بالا. خب بره !هورا

ما که قرار نیست حالاحالاها بریم! خیلی کارها هست که باید انجام بدم و  34 سالم چیزی نیست که!

مهم اینه که ازین گذر زمان اقلا یه استفاده ای ببرم که بعدها نگم حیف و صد حیف که فلان کار و بهمان کارو نکردم. متفکر

امسال خیلی خوش به حالم می شه؛ چون درسته که روز مهندس عموما کسی ما رو به حساب نمیاره و حتی تبریک هم نمی گه و یا مثلا یادبودی ، چیزی؛ اما از امسال منم دیگه روز معلم دارم. خیلی خوبه. همین که شاگردهام یه تبریکی بگن خودش خوشحالم می کنه. اصولا معلم بودن چیز شادی بخشی ست!لبخند

بهرحال تولدم مبارک برای خودم آرزوی عمر پربرکت و با عزت بهمراه سلامتی واقعی، ایمان کافی و انگیزه ای برای دویدن در راه کسب دانش و تقوا تا آخر عمر می کنم.قلب

پی نوشت1: 

واسه خودم پیشاپیش یه عالمه هدیه قشنگ و جورواجور خریدم. دستم درد نکنه ماچلبخند

پی نوشت 2:

یه نفرو که جدا شایسته بود به لطف خدا بردم سر کار !!!! ( موش تو سوراخ نمی رفت جارو می بست به دمبش! البته در مثل مناقشه نیست)

 مثل خودم مدرس زبان می شه. آه خداااااای من، تا حالا اینقدر مفید نبودم!!! چقدر خوشحالم.( یه بار جامو نگیره!نیشخندتعجبشیطانقهقهه)

پی نوشت 4:

راحله جانم دستت درد نکنه. تو اولین نفر بودی که تبریک نون و آبدار گفتی بهم البته قبلش سمیه تلفن زده بود قلب

پی نوشت 5:

این 8 تا شمع اگه گفتین مال چی می باشن؟

بله اول اردیبهشت بیمه م 8 ساله شد . اینه!

 

*فردا نوشت:

امشب به ترتیب نیکداد و بابا و مامانش، عمه مینا اینا و سولماز اینا،مامان اینا و آقا

منوچهر اومدن پیشم و کلی خوش گذشت. نشد شام بگم بیان ولی روز معلم که در

پیشه! می گم با کادو بیان!شیطانقهقههچشمکشیطانلبخندخندهقهقههماچ


 

خدایا چنان کن که فرجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار